حال واحوال دلم بی تو خراب است خراب جان مادر گذری بر سر این کم بنما یوسفا دست کشیدی زخودت بحر همه لیک خوابند همه خواب بیا سر وسامان دلم بی تو ب ناچیزی رفت دل نمانده است ب جز لکه ننگی تو بیا بیشتر »
قدم های سنگین نه از شرم وحیا ک تنها وتنهااز بار تلخ گناه وکدام گناه بدتر ازرها کردن تو آتش گناه جانم را سوخته… ندیدمت میدانم عزاداری مولا نیامدم هنوز برای تسلیت میدانم حالم را میفهمی ولی… بیشتر »