
هرچندکم بازهم شبیه خدایی تو اصلا بارانی میباری ارام وکم وگاهی شدید تو ارامی وارام باریدنت هم رحمت است…
بوی نم باران غربتت رابیشتر کرده همه در هیاهو …جز هیاهوی تو
باران باش ببار بر همه ی هیاهوهای درونت
آین روزها باران هم برای غربتت تو میبارد:’(
نظر دهید » 
یاد گرفته ایم فقط حرف بزنیم یا درگیر رنگها وطعم ها وخوشی های زودگذر دنیاییم یا از ان ور بوم افتاده دنبال فقط ادعاییم…
از تودم زدن اسان شده برایمان … ایمان لق لقه ی زبانمانمان
انگار جمعه ها هم دیگر عطر تورا ندارد:’(:’( اخر پایان هفته وقت رسیدن ب امورات ب ظاهر زندگیمان شده..وتو چقدر تنهایی در میان ما…
نظر دهید » 
ایده اش شده، مد روز شدن الگوی نمونه شدن گاهی در پوشش وگاهی در کلام وگاهی در عمل
این روزها قدم زدن در خیابان ها درد دارد اخر دیدن کسانی که دوستشان داری در قالب تصویرهای روی پکیج ها سخت است
همه چیز ارام ارام شروع میشود ورمز موفقیت شیطان در همین صبور بودن وپیگیر بودن وساز همه را بلد شدن است کم کم ایمان را میبرد
یک روز با ب نظر همه احترام بگذار ویک روز با پوشش افراد ملاک سنجش خدایی بودنشان نیست ویک روز با ترسیدن ازگفتن حقیقت و دور زدن خودمان وروزی هم باخوردن یک سیلی حدودت تغییر یافت …وهم چنان این رویه ادامه دارد
کوتاهی از من وماهاست ک خوردن یک سیلی بهانه شد ک پس بکشی انگار دوست داشتن ها دروغ است تو از لفظ بسیجی بودن ترسیدی وحالا امر ب معروف در حد یاد دادن مستحبات شده ونهی از منکر حرف ممنوعه وخارج از بحث ..
حالا سالهاست ک شیطان نفوذ کرده ..و ما یکی از بزرگترین احکام خدا را زمین گذاشته ایم.
درد دارد بی خدایی
نظر دهید » 
نظر دهید » 
هزار وچند سال
نمیخواهی بیایی تنهای عالم
خسته ترینم دگر هیچ نخواهم
ب جان شیرینت قسم
بد کردم عجیب بد …ب مادرم
زهرا
وای از این همه غفلت
بیا جان عمه جانت زینب
راه ک نه راهها باز شده
گناه از اب هم جاری تر شده
نگویم از من وماها ک خون کرده ایم
خیابان هایمان شده بازار شام
هلهله است از نبودنت
دردت ب جانم
هرروزم بدتر از دیروز وحالم زارتر از قبل
آتش ب جانم افتاده این همه بی غیرتیم
اینکه ادعا میکنم دوستت دارم ..
وخیانت میکنم ب تو
حالم زار است بی تو
..غربتت اتشم زده
دردم از بی دردی است واز نبودت ………….چطور بگویم این منتهای بد تورو میخواهد
تو بگو طبیبم بیمارت محتضر شده
بیا دوای دردم
بیا عزیزدل
نظر دهید »