
فقط دلم برایت تنگ شده
تنگ تر از دلتنگی های ساده دنیایم
ساده شده همه ی سختی های زندگیم
اصلا گفتنی نیست هیچ کدام از دغدغه های کوچک دنیایم
کوچک شده همه بزرگی هایشان
تو میدانی ک چه کرده ام واز چه هامیگوییم
فقط دلم برایت شدید ……
میخوانمت میدانم جوابم میدهی …حالا یا روزی
نظر دهید » 
دروغ میگویند من وماها…
مگر میشود برای تو کوشید وفرج تو حاصل نشود مگر میشود سپرتو باشیم وانقدر قلبت زخم خورده باشد مگر میشود امن یجیب برای امدنت بخوانیم وتو برنگردی
اصلا مگر داریم مگر میشود
عزیز زهراغریب افتاده ای در میان قومی ک لفظ شیعه را با خود به یدک میکشد گیر افتاده ای میان ادم هایی ک برایشان دنیا از همه چیز مهم تر شده، کلا شاخص های زندگیشان چرخیده ونه بر محور خداوتو اقا که بر محور شیطان میچرخد
باور نکردنی است ک من شده ام همان ماها…
چرا تو نمی ایی دغدغه نشده، درد نشده همه خود را راه گشا میدانن همه الان علامه ی دهر شده اند همه میکوشند یا برای نفسشان یا برای دنیا
گویی دو حالت بیشتر ندارد یا من دربند شیطانم یا شیطان در بند من …
میدانم قساوت دلم از تو را نخواستن وبرای تو نکوشیدن است مگر میشود بنده باشی ومولایت این همه تنها…
نه زبیری ونه عباسی ونه یاری ویاوری انقدر سپاهت قران ب نیزه کرده اند ک گویا تو با دریای از عمر وعاص هارو ب روب رو شده ای
شاخص ها عوض شده اقاراه ..تو صراط مستقیمی وما حدود اسلام را مشخص میکنیم تو زاده ی ایه تطهیری وما تورا ب مباهله میخوانیم …
شرمنده ات شده ایم اقا
امده ام ک دیگر نشکنم قلب نازنینت را و ببینم روی ماهت را
مولای عزیزم تمام درد دنیایم از نبود توست تمام الام روحم از نبودن توست
دردت به جانم انکه تو را شکسته همین ب ظاهر بچه شیعه هایت هستم
شاخص تویی ودنیا بر مدار حضور تو میچرخد نه بر ادعای ما
ببخش مولاجانم ببخش ب عمه ی اسیرت
نظر دهید » 
بگو ک بنویسم از من وماها از خواب ها از خیال ها
از تو واز من از خودمان چیزی بگو
ازتکرار لفظ ها ودردها
از ماهای فراموش شده
باران باش ببار وبشوی سینه هایمان را
وسعت بده ب دیده ها ودیدنی هایمان
چشم انداز شو برای دلهای غبار زده
نقشی یادی خیالی یا شده خاطری برای من وما بساز
بگذار اواره ها هم ب سامان برسند باسامانت
تمام باورهای ما درتو وتو در من ومن در خواب گناه
باران ….بشوی………این همه بی تویی را
نظر دهید » 
باز باران این ترانه
کودکی ها کوچکی ها
باز بازی باز فریاد
اززمانه داد وبیداد
باز لبخند باز گریه
اه وحسرت ازدل ما
کیش عشقم پرزدردم
باز ماتم مات خویشم
چشم ها را شسته ام
جور دیگر دیده ام
شسته ام دیده ولیکن
دل بباید شسته از من
سرعالم درهمین است
وارهان از خویشتن چشم
توبجوی درسیرت خود
خوی ادم رسم خاتم
تو بشو تکرارزینب:’(🌹
هستی ات ویرانه گر شد
وصل یار وعشق اوشو …
نظر دهید » 
باز باران این ترانه
کودکی ها کوچکی ها
باز بازی باز فریاد
اززمانه داد وبیداد
باز لبخند باز گریه
اه وحسرت ازدل ما
کیش عشقم پرزدردم
باز ماتم مات خویشم
چشم ها را شسته ام
جور دیگر دیده ام
شسته ام دیده ولیکن
دل بباید شسته از من
سرعالم درهمین است
وارهان از خویشتن چشم
توبجوی درسیرت خود
خوی ادم رسم خاتم
تو بشو تکرارزینب
هستی ات ویرانه گر شد
وصل یار وعشق اوشو …
نظر دهید »